باقیمانده دلم
تو را که از دلم
کم می کنم
باقیمانده ...
صفر می شود !

نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم
نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم
خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت
من باشم و آن کسی که من می خواهم

من دیـــــــــــوانه نیستم
من فقط یک جــــــور خـــــــــــــــاص
که دیگـــــران نمیتوانند
تـــــــو را دوست دارم ...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 20:9 توسط افسون
|
پرستش كن مرا محبوبِ معبدهای بودايی