چقدر غریبم ای خدا
قايقي خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در ان هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند
قايق از تور تهي
و در دل از ارزوي مرواريد
همچنان خواهم راند
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا پرياني كه سر از آب به در مي ارند
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 7:17 توسط افسون
|
پرستش كن مرا محبوبِ معبدهای بودايی