میروي
میروی
و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن
که چرا گریه نمیکنم بی تو،
یک عمر فرصت برای گریستن دارم
اما برای تماشای تو،
همین یک لحظه باقی است
و شاید همین یک لحظه
اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 7:21 توسط افسون
|
پرستش كن مرا محبوبِ معبدهای بودايی